آموزشگاه داستان نویسی و انتشارات ویکتورهوگو
(آنلاین و حضوری)
توسط کـــاظم ســــلطانی
تلفن : 77705942
اینستاگرام : amozesh_dastannevisi_hugo
آدرس :تهرانپارس بین فلکه اول و دوم چهارراه تیرانداز پلاک ۱۱۶ طبقه چهارم واحد ۲۰
برای کسانی که علاقمند به نوشتن هستن همیشه این پرسش مطرح می شود که چگونه بنویسم ؟
چگونه تخیلاتم را روی کاغذ بیاورم تا مردم به خواندن آن رغبت نشان دهند ؟
بزرگترین آرزوی هر نویسنده نوشتن یک اثر خوب است؛ اثری که بتواند با اقبال مردم روبرو شود.
چگونه میتوان به این خواسته دست یافت ؟
چگونه میتوان کتابی نوشت که تاثیرگذار باشد و تا سالیان سال پابرجا بماند ؟
چطور می توان به این خواسته رسید ؟
شما در ابتدای امر باید اصول داستان نویسی را فرا بگیرید. این اصول به شما کمک میکند تا داستان هایی جذاب و منطقی بنویسید. یعنی مردم به خواندن داستان شما تمایل پیدا کنند.
کار داستان نویس مثل معماری ست که باید اصول ساختمان سازی را بداند تا قادر باشد خانه بسازد. او از اصول کار و مهندسی ساخت و ساز آگاه است. اگر اصول کار را نداند بنای او فرو خواهد ریخت. شما هم باید از اصول داستان نویسی آگاه باشید تا بتوانید داستان کوتاه یا رمان بنویسید. البته داشتن ذوق و قریحه هم لازم است.
پس داستان نویسی بر اصولی استوار است و شما هم باید این اصول را بدانید تا اثری که می نویسید دوام یابد و فرو نریزد. این فرو ریختن به معنای این است که خواننده داستان شما را با رغبت نخواند.
شما در « آموزشگاه داستان نویسی ویکتورهوگو»، اصول کلاسیک داستان نویسی را فرا میگیرید. این اصول براساس ساختار دانشکده هنرهای دراماتیک در حیطه ادبیات داستانی نمایش داده میشود. اصولی که همه نویسندگان بزرگ عالم ادبیات نیز، آثار خود را بر آن مبنا خلق کردهاند.
در کلاسهای ما ۴۰ اصل مهم و کاربردی که در نوشتن داستان کوتاه و رمان، لازم و اساسی هست آموزش داده میشود و شما با به کارگیری این اصول میتوانید به خواسته ی خود دست یابید و اثری بنویسید که اول از همه خودتان از خلق آن به وجد آیید و سپس خوانندگان داستان شما دیر یا زود زبان به تحسین آن بگشایند.
توجه داشته باشید هر حرفه دارای اصولی روشن است که برای تسلط بر آن حرفه باید آموخته شود
و نکته ی مهم و قابل توجه اینکه « انتشارات ویکتورهوگو» نیز در کنار « آموزشگاه داستان نویسی ویکتورهوگو» تأسیس شده است تا هنرجو پس از اتمام دوره نیازی به ناشر برای چاپ اثرش نداشته باشد
ما به لطف خداوند نه تنها اصول داستان نویسی بلکه هنر داستان نویسی را هم به هنرجویان خود خواهیم آموخت و در تلاش هستیم دوستداران و شیفتگان داستان نویسی با اتکا به خالق هستی و سپس با اتکا به اندیشه ها، تخیلات و آموزشهای ما به نویسندگان بزرگی برای سرزمین مان بدل شوند.
کاظم سلطانی(لکیامیم)
نویسنده، فیلمساز، پژوهشگر و مدرس داستاننویسی
درباره نویسنده
کاظم سلطانی، متولد تهران، نویسنده، فیلمساز، پژوهشگر و مدرس داستاننویسی است که بیش از نیم قرن از زندگی خود را در مسیر ادبیات، سینما، فرهنگ و آموزش سپری کرده است.
او داستاننویسی را از دوران نوجوانی آغاز کرد. در دوازدهسالگی نخستین داستان کوتاه خود را با عنوان «خرس پاکوتاه» نوشت و آن را برای «مجله تهران مصور» فرستاد. انتشار این داستان، که برای یک نوجوان دوازدهساله اتفاقی شگفتانگیز بود، نخستین گام او برای ورود به دنیای ادبیات داستانی به شمار میآید.
پس از آن، با جرأت و انگیزه بیشتری به نوشتن داستان و ارسال آثار خود برای مجلات پرداخت و موفق شد داستانهای کوتاهش را در نشریاتی از جمله «دختران و پسران» به چاپ برساند.
او سپس با دو داستان بلند به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مراجعه کرد. اگرچه این دو داستان پذیرفته نشدند، اما همین مراجعه مسیر تازهای پیش روی او گذاشت و او را به مجله «کیهان بچهها» معرفی کردند.
در «کیهان بچهها» داستانهای او مورد توجه عباس یمینی شریف، سردبیر مجله، قرار گرفت. محور بسیاری از داستانهای آن دوره، حیوانات و ایجاد حس محبت و حیواندوستی در کودکان بود و این داستانها با تشخیص و تشویق یمینی شریف به چاپ رسیدند.
کاظم سلطانی سالها با نام مستعار «ا.س» قلم زد و در سالهای اخیر داستانهای خود را با نام ادبی «لکیامیم» مینویسد.
مسیر سینما
علاقه کاظم سلطانی به سینما از همان سالهای نوجوانی شکل گرفت. تماشای فیلمهای مشهور روی پرده سینما، این اندیشه را در او به وجود آورد که روزی بتواند داستانهایی را که مینویسد به فیلم تبدیل کند. همین علاقه، او را به سوی سینما کشاند.
او در کلاسهای آزاد دانشکده هنرهای دراماتیک شرکت کرد و زیر نظر بزرگمهر رفیعا، که با ساخت فیلم «بوف کور» شهرت یافته بود، بهصورت آکادمیک با سینما آشنا شد.
نخستین فیلم کوتاه خود را با عنوان «ابهام» زیر نظر بزرگمهر رفیعا ساخت.
در جشنواره «فیلم طوس»که با محوریت شاهنامه فردوسی برگزار میشد، با ساخت فیلم کوتاه هشتمیلیمتری «نطفه خونین» موفق به دریافت جایزه منتقدان شد.
همزمان، در کلاس شبانه نمایشنامهنویسی استاد ابراهیم مکی شرکت کرد و با ساختار و اصول نمایشنامهنویسی آشنا شد.
در همان سالها فرصتی برای دیدار و گفتوگو با شجاعالدین شفا، رئیس کتابخانه سلطنتی، برای او فراهم شد و داستانی را نیز برای اظهارنظر در اختیار او قرار داد.
با ورود به دانشکده هنرهای دراماتیک در رشته کارگردانی سینما، مرحله تازهای در زندگی هنری او آغاز شد. در این دوره، در کنار استادان برجستهای چون اکبر عالمی، رضا شریفی، حسین مبینی، حمید هدینیا، مسعود اوحدی، احمد ضابطی جهرمی و حمید دهقانپور به فراگیری هنر سینما پرداخت.
پایاننامه دانشگاهی
پایاننامه دانشگاهی او ساخت فیلم ۳۵ میلیمتری «خونی رث» به شیوه سیاهوسفید و اسکوپ بود؛ فیلمی که بر اساس داستان فریدون و سه پسرش در شاهنامه فردوسی ساخته شد.
کاظم سلطانی بعدها تصمیم گرفت نسخه بلند سینمایی «خونی رث» را با حضور محمدعلی فردین بسازد. او با فردین دیدار کرد و مقدمات کار با موافقت این هنرمند فراهم شد، اما متأسفانه با درگذشت فردین، این پروژه به سرانجام نرسید.
فعالیت مطبوعاتی و پژوهشی
پس از پایان تحصیلات دانشگاهی، کاظم سلطانی فعالیت خود را در زمینه نقد فیلم در روزنامههای «ابرار» و «سلام» آغاز کرد. این فعالیت زمینهساز دعوت او به بنیاد سینمایی فارابی و همکاری به عنوان کارشناس فیلمنامه شد.
همزمان، در فصلنامه هنر بهعنوان دبیر سینما فعالیت کرد و در کنار چهرههایی چون هادی سیف، محسن ابراهیم و عباس سرمدی به کار و قلمزدن پرداخت.
مجله «در آستانه فردا»
کاظم سلطانی در سال ۱۳۷۵ اقدام به تأسیس مجله «در آستانه فردا» کرد؛ مجلهای با محوریت سینما، تاریخ و فرهنگ
این مجله نزدیک به یک دهه به فعالیت خود ادامه داد.
یکی از محورهای فکری و مانیفست اصلی مجله، نقد روایتهای رایج درباره اسکندر مقدونی و مخالفت با آنچه نویسندگان درباره جایگاه اسکندر در تاریخ ایران میدانستند، بود.
در آستانه فردا» پس از حدود ده سال فعالیت، به کار خود پایان داد.
مستندسازی
کاظم سلطانی در کنار فعالیتهای ادبی و سینمایی، سالها در زمینه ساخت فیلمهای مستند نیز فعالیت داشته است.
در سال ۱۳۷۳ مجموعه مستند «گوشههای زیبای ایران» را در ۲۶ قسمت برای تلویزیون ساخت. این مجموعه به چند زبان ترجمه شد و از شبکههای برونمرزی نیز پخش گردید.
او در ادامه فعالیتهای مستندسازی خود، مجموعه «ایران، سرزمین تمدنها» را در ۱۶ قسمت ساخت.
دو فیلم مستند نیز درباره شاگردان کمالالملک ساخت؛ از جمله درباره ابوالحسن صدیقی و سید علی اکبر صنعتی.
در سال ۱۳۹۹، مستند «هلن از لهستان» را ساخت. این فیلم درباره هلن استلماخ، آخرین بازمانده لهستانی در ایران و سالهایی است که او در اردوگاههای سیبری در اسارت گذرانده بود.
او همچنین سه فیلم کوتاه دیگر با نامهای «زنجیر پیوسته» - ، ««دود» و «دوشنبه صبح ـ دوشنبه شب» ساخته است.
انجمن یادگار نیاکان ما
پس از فاصله گرفتن از پروژه ساخت فیلم بلند، کاظم سلطانی بخش مهمی از فعالیت خود را به تاریخ، فرهنگ و آموزش اختصاص داد.
در سال ۱۳۸۳، «انجمن یادگار نیاکان ما» را تأسیس کرد. این انجمن در کنار برگزاری جلساتی درباره تاریخ و فرهنگ، زمینهای برای آغاز و گسترش فعالیت او در آموزش داستاننویسی نیز فراهم کرد.
از آن زمان، آموزش داستاننویسی به یکی از بخشهای اصلی فعالیت حرفهای او تبدیل شد.
آموزش داستاننویسی و حمایت از نویسندگان
کاظم سلطانی سالهای بسیاری را به آموزش داستاننویسی اختصاص داده و در این مدت با علاقهمندان و نویسندگان جوان بسیاری کار کرده است.
در سال ۱۳۹۴ «آموزشگاه داستاننویسی ویکتور هوگو» را با هدف آموزش داستاننویسی و پرورش نویسندگان تأسیس کرد.
پس از آن «انتشارات ویکتور هوگو» را نیز با هدف حمایت از نویسندگان ایرانی و فراهم کردن امکان انتشار آثار آنان، بنیان گذاشت.
او بخش مهمی از فعالیت خود را به آموزش، نوشتن، ویرایش و انتشار آثار داستانی اختصاص داده است.
آثار منتشرشده
رمانها و داستانها
تاریک از عشق
غرامت دل
زورق کوچک
سنگها همچنان خواهند چرخید
ای مردان شجاع ایران، شما را از یاد نخواهد برد
افسانه اسکندر مقدونی؛ از تاریخ ایران باید پاک شود
سرگذشت یک یتیم
عقابی بر فراز قفقاز
زری پشت موتور
سرگذشت ایرانیان
دختری که دواندوان آمد
ترانه فراموشی
رمان «دختری که دوان دوان آمد» و داستان«ترانه فراموشی» تازه ترین آثار اوست که در سال 1405 منتشر شده اند.
مجموعه مقالات سینمایی
سینما: عصر پرتنش
ادبیات و سینما؛ دو مسیر در کنار یکدیگر
کاظم سلطانی از نویسندگانی است که مسیر حرفهای او از ابتدا میان ادبیات و سینما در حرکت بوده است.
او داستاننویسی را از کودکی آغاز کرد، سپس به سینما روی آورد، فیلم ساخت، نقد فیلم نوشت، در حوزه فیلمنامه فعالیت کرد و سالها به ساخت مستند پرداخت؛ اما ادبیات داستانی همواره یکی از محورهای اصلی زندگی هنری او باقی ماند.
تجربه سینمایی او نیز بر نگاه داستانیاش تأثیر گذاشته است. او داستان را تنها مجموعهای از کلمات نمیبیند، بلکه به فضا، شخصیت، حرکت، تصویر و روایت نیز توجه دارد. همین پیوند میان ادبیات و سینما، بخش مهمی از هویت حرفهای او را شکل داده است.
امروز کاظم سلطانی با نام ادبی «لکیامیم» به نوشتن داستان و رمان و آموزش داستاننویسی ادامه میدهد و همچنان بخشی از فعالیت خود را به حمایت از نویسندگان و گسترش ادبیات داستانی در « آموزشگاه داستان نویسی و انتشارات ویکتورهوگو» اختصاص داده است.